جمعه , خرداد 6 1401
تیتر خبرها
رمزارز

مبانی رمزارز: مرزهای جدید رمزارز

فناوری بلاکچین در سال 2021

در هر مبحثی در مورد آینده رمزارز، ابتدا ضروری است که بدانیم این صنعت در حال حاضر در چه موقعیتی قرار دارد. این موضوع را می توان از سه منظر بررسی نمود: فضای بلاکچین جوان است، به سرعت حرکت می کند و با سایر فناوری ها در تعامل است.

از زمان پیدایش رمزنگاری مدتها می گذرد. بسیاری از نوآوری ها در عرصه بلاکچین ریشه در جنبش سایفرپانک در دهه 1990 دارد. با این حال، باید این موضوع را درک کنیم که بلاکچین در سپتامبر 2008 اختراع و برای اولین بار به کار گرفته شد.

از این تاریخ تنها 12/13 سال می گذرد. برای درک این موضوع، می توان گفت که اولین کاربرد اینترنت در دهه 1970 بود، زمانی که دانشگاه ها و شبکه های نظامی از آن برای برقراری ارتباط استفاده کردند و تا اوایل دهه 2000 استفاده گسترده از آن به طول انجامید تا با گسترش پهنای باند و نفوذ تلفن همراه، واقعاً شروع به کار کرد.

در مقایسه، فناوری بلاکچین و صنعت رمزارز جوان است.

وب فضایی

عامل مهم دیگری که باید در نظر گرفت سرعت حرکت این صنعت در حال حاضر است. پیشرفت های گسترده تر در فناوری دیجیتال و ارتباطات، همراه با ماهیت فناوری بلاکچین، به این معنی است که این فضا با سرعتی فوق العاده حرکت می کند. آنقدر سریع که ادامه آن می تواند بسیار دشوار باشد.

اگرچه بلاکچین ها تنها ده سال از عمرشان می گذرد، اما اتفاقات زیادی در این زمان رخ داده است. اتریوم و قابلیت قرارداد هوشمند منجر به ظهور صنایع کاملاً جدید و بسیاری از شرکت ها شده است – که برخی از آنها مبتکران قانونی بوده اند و برخی دیگر خیر.

این صنایع شامل (و محدود به) Defi، DAO، NFT و هویت دیجیتال هستند. برای ارزیابی آینده این صنعت، تجزیه آن به این حوزه های کلیدی نوآوری و بررسی اینکه احتمالاً به کدام سو حرکت می کنند، مفید خواهد بود.

سومین و آخرین نکته مهم این است که صنعت بلاکچین در خلاء کار نمی کند. پیشرفت ها در عرصه هوش مصنوعی، واقعیت افزوده و مجازی، اینترنت اشیا (به خودروهای هوشمند، روباتیک و بیومتریک فکر کنید)، و همچنین شبکه های 5G، چاپ سه بعدی و GPT-3 همگی در کنار فضای بلاکچین شروع به همگرایی کرده اند. این پیشرفت ها وب 3.0 نامیده می شوند اما به عنوان «وب فضایی» نیز شناخته می شوند.

برای اینکه بفهمیم صنعت بلاکچین در چه مسیری گام برمی دارد، نمی توانیم آن را به صورت مجزا تجزیه و تحلیل کنیم. ما باید نحوه تعامل آن با سایر فناوری ها و همچنین نوآوری هایی را که این تعاملات ممکن است بدان منتهی شود، ارزیابی کنیم.

با توجه به وضعیت فعلی، مقاله ای که در ادامه می آید برخی از حوزه های کلیدی نوآوری در عرصه کنونی رمزارز را با تمرکز بر آینده آنها ارزیابی می کند. سپس با بررسی فناوری بلاکچین در چارچوب «وب فضایی» و تلاش برای ترسیم تصویری بزرگ تر از اینکه بلاکچین ها یک بخش کلیدی خواهند بود، به پایان می رسد.

امور مالی غیرمتمرکز

دیفای (امور مالی غیرمتمرکز) یک اصطلاح جامع برای برنامه های مالی مختلف است که از جنبه های قابل برنامه ریزی رمزارز – از طریق قراردادهای هوشمند – برای نوآوری در مدیریت ثروت استفاده می کند.

نوآوری کلیدی در اینجا این است که ابزارهای مالی ساخته شده بر روی بلاکچین ها به واسطه هایی مانند بانک ها، کارگزاری ها یا صرافی ها متکی نیستند. این موضوع مزیت های زیادی دارد:

  • ارائه دسترسی جدید به امور مالی برای جمعیتی که به بانک دسترسی ندارند (تخمین زده شده بیش از 1 میلیارد نفر)
  • ایجاد دسترسی به اشکال جدیدی از بازدهی
  • امکان نوآوری هایی مانند استیبل کوین های غیرمتمرکز و توکن های سینتتیک
  • رفع موانع ورود برای سرمایه گذاری در مراحل اولیه

استیبل کوین ها یک نوآوری دیفای هستند که هدف آنها حل مشکل نوسانات مرتبط با رمزارزهایی مانند BTC و ETH است. (همانطور که در یک مقاله جداگانه بررسی شده است). معروف ترین مثال در این زمینه رمزارز DAI است، رمزارزی که از قراردادهای هوشمند برای حفظ ارزش تا حد امکان نزدیک به 1 دلار استفاده می کند. این امر، امکان وجود ارزهای با ثبات را برای صنعت رمزارز به ارمغان آورده است و پذیرش و نوآوری بیشتری را موجب می گردد.

توکن های سینتتیک نوعی از مشتقات هستند (یک محصول مالی که ارزش خود را از دارایی متغیر بنیادین به دست می آورد). این توکن ها می توانند هر شاخص قیمتی را ردیابی کنند و اجازه دسترسی به سطوح مختلف ریسک را فراهم نمایند که این موارد قبلاً غیرممکن بود. برخی از ایده های خلاقانه برای این توکن های سینتتیک عبارتند از:

  • توکن هایی که تعداد دانلودهای یک برنامه خاص را ردیابی می کنند
  • توکن هایی که شاخص های قیمت غیرقابل معامله را ردیابی می کنند
  • توکن هایی که استفاده آتی از محصولات دیفای را ردیابی می کنند

انتقاد اصلی از دیفای این است که تراکنش های بلاکچین غیرقابل برگشت هستند و بنابراین تراکنش های نادرست را نمی توان همیشه بازگرداند. همچنین مقررات برای غیرمتمرکز بودن و ماهیت خصوصی این صنعت دشوار است.

یکی از زمینه های کلیدی مقررات، CBDC ها هستند. ارزهای دیجیتال بانک مرکزی در حال حاضر توسط 80% از بانک های مرکزی جهان به شدت مورد بررسی قرار گرفته اند و بانک مرکزی چین در حال حاضر یوان دیجیتال را آزمایش می کند. CBDC ها لزوماً یک چالش مستقیم برای دیفای محسوب نمی شوند، اما دولت ها به دنبال نوآوری هایی هستند که دیفای راه اندازی می کند. آنها هیبریدهایی هستند که عناصر رمزارز مفید برای دولت ها را گلچین می کنند – قابلیت ردیابی و کنترل عرضه پول – و در عین حال عناصری را که نقش آن را به چالش می کشند کنار می‌گذارند – بدون مجوز و بدون مرز.

مطمئناً دیفای یکی از مهم ترین فضاهای صنعت بلاکچین در حال حاضر است. تخمین زده می شود که 11 میلیارد دلار در پروتکل های مختلف بخش مالی غیرمتمرکز سپرده گذاری شده است. با بلوغ این فضا و قابل اعتمادتر شدن آن، انتظار می رود شاهد افزایش نقدینگی و پذیرش باشیم که منجر به نوآوری بیشتر و پتانسیل افزایش دسترسی جهانی به سرمایه و نرخ های بهره بالا می شود.

سازمان های خودمختار غیرمتمرکز

سازمان های خودمختار غیرمتمرکز یا DAO ها، سازمان هایی هستند که با قراردادهای هوشمند ارائه شده توسط قوانین اعضای سازمان پشتیبانی می شوند و تحت تأثیر حاکمیت مرکزی نیستند. معروف ترین آنها نمونه ای است که در مقاله قبلی به آن پرداخته ایم – هدف این DAO آن بود که نوع جدیدی از صندوق سرمایه گذاری خطرپذیر باشد که توسط اعضایش اداره می شد و در نهایت هک شد و فعالیت آن متوقف گردید.

DAO، اعتقادات دیرینه در مورد سازماندهی و دموکراسی شرکت را به چالش می کشد. آنها نیاز اشخاص ثالث قابل تغییر، قابل قبول و قابل اعتماد را برای فعال کردن تراکنش ها از بین می برند. این باعث می شود تراکنش ها ساده تر و کارآمدتر شوند.

با این حال، تجربه سرنوشت ساز اتریوم نشان می دهد که DAO ها فقط قوانین مدون هستند؛ اگر منطق کد قابل سوء استفاده باشد، این اتفاق رخ خواهد داد. DAO ها ماهیت انسانی را تغییر نمی دهند، آنها تلاشی برای کاهش دشواری های حاکمیت هستند و به همین دلیل راه درازی برای کسب موفقیت حقیقی در پیش دارند.

بهترین مثال از یک DAO کارآمد، MakerDAO است که از این مدل برای فعال کردن حاکمیت جامعه نسل DAI، که یک استیبل کوین متصل به دلار آمریکا می باشد، استفاده می کند. کاربران با وثیقه گذاری رمزارز که در یک صندوق به نام CDP قفل می شود، می توانند به تولید DAI بپردازند.

این یک ایده بسیار پیچیده است و با چالش های زیادی مواجه بوده است، اما مقدار ارزش قفل شده در DAI همیشه در حال افزایش است، و در همین حال ارزش توکن MKR که برای پرداخت هزینه های ثبات استفاده می شود، افزایش می یابد و بدین ترتیب تضمین می کند که اتصال DAI به دلار ثابت باقی می ماند. MakerDAO در امتداد یک نقشه راه به سمت استقلال کامل پیش می رود و پتانسیل واقعی DAO ها را محقق می سازد و به معیاری برای دیگران تبدیل می شود.

NFT ها، زنجیره های تأمین و هویت

توکن های غیر قابل تعویض یا NFT ها نوع خاصی از توکن رمزنگاری مبتنی بر فناوری بلاکچین هستند. برخلاف بیت کوین یا سایر رمزارزها که قابل تعویض هستند – می توان آنها را آزادانه با توکن های دیگر مبادله کرد – NFT چیزی منحصر به فرد را ارائه می دهد و بنابراین قابل تعویض نیست.

NFT ها برای ایجاد کمیابی دیجیتال و تأمین برنامه هایی استفاده می شوند که معامله دیجیتالی آثار هنری، کالکتیبل ها و سایر اقلام دیجیتال را تسهیل می کنند. یکی از موارد معروف، بازی مبتنی بر بلاکچین «کریپتو کیتی» است. NFT ها، دارایی های درون بازی را ارائه می کنند که توسط کاربر (به جای توسعه دهنده) کنترل می شوند و در بازارهای ثالث قابل معامله هستند.

پلتفرم های کالکتیبل NFT به شدت در حال رشد هستند و نمونه های منحصر بفرد با مبالغ چشمگیری دست به دست می شوند. بنکسی اخیراً یک اثر هنری به نام Morons را به صورت فیزیکی سوزاند و سپس یک NFT از پخش زنده ی آن خلق کرد. این اثر به قیمت 380000 دلار فروخته شد.

صنایع موسیقی و ورزش از طریق NFT مدل های مشارکت موجود خود را تغییر می دهند، خواه فروش NFT کلیپ های ویدیویی کلاسیک توسط NBA باشد، خواه توکنیزه کردن آلبوم ها و تجربیات VIP توسط گروه های موسیقی.

استفاده از NFT ها در حال افزایش است، به طوری که نایک حق امتیازی برای کفش های ورزشی NFT مبتنی بر بلاکچین به نام «CryptoKicks» و دیسنترالند، نسخه رمزنگاری شده Minecraft که در آن NFT ها برای خرید املاک مجازی استفاده می شوند، در اختیار دارند. MANA، توکن دیسنترالند دارای ارزش بازاری در حدود 225 میلیون دلار است که از زمان عرضه آن در سال 2017 بیش از پنج برابر افزایش یافته است.

یکی از مرزهایی که از NFT ها برای کشف آن استفاده می شود، مدیریت زنجیره تأمین است. از لحاظ تئوری، NFT ها می توانند برای نشان دادن کالاهای فیزیکی و همچنین کالاهای دیجیتال مورد استفاده قرار گیرند. عرصه تجارت و مدیریت کالاها در زنجیره تأمین جهانی هنوز شاهد حضور رمزارزها نبوده است و می تواند بسیار کارآمدتر شود. این احتمال وجود دارد که NFT ها به بخشی از زنجیره تأمینِ تحت مدیریت فناوری بلاکچین تبدیل شوند.

هویت و منشأ، احتمالاً یکی از واضح ترین موارد استفاده برای بلاکچین ها است و مطمئناً یک حوزه کلیدی برای آینده فناوری است. همه گیری کووید-19 نشان داده است که زیرساخت فیات فعلی که برای مدیریت دنیای به هم پیوسته ی ما استفاده می شود، برای دستیابی به اهداف مورد نظر مناسب نیست.

از عدم موفقیت در ردیابی ناقلین کووید گرفته تا شناسایی منشأ تجهیزات PPE معیوب، قابل مشاهده است که مدیریت ما در این سیستم ها نیاز به بهبود دارد. بلاکچین ها می توانند با ارائه روشی برای ذخیره مطمئن و ایمن داده ها، به طور بالقوه مسیر رسیدن به این پیشرفت را هموار نمایند.

هویت های دیجیتالی که توسط یک بلاکچین پشتیبانی می شوند می توانند روش قابل اعتمادی برای ردیابی سوابق ایمن سازی ارائه دهند. آنها همچنین قادر هستند چیزهایی مانند پاسپورت های دیجیتال را که می توانند به ردیابی و اقدامات کنترل مرزی کمک کنند، تأمین نمایند.

همانطور که قبلاً ذکر کردیم هویت دیجیتال را می توان فراتر از افراد به کالاهای فیزیکی نیز گسترش داد. این گسترش ممکن است تغییرات اساسی در توانایی ما برای تجارت کالاها و ردیابی منشأ آنها ایجاد کند.

برای درک این پتانسیل، اکنون باید بلاکچین ها را در زمینه مناسب آنها بررسی کنیم، که این امر درک خوبی از تعامل پذیری وب 3.0 و بلاکچین را در اختیار ما قرار می دهد.

آینده به هم پیوسته وب 3.0 و بلاکچین

وب 3.0، با نام مستعار «وب فضایی» مجموعه ای از پیشرفت ها در فناوری های مختلف است که به طور فزاینده ای در حال پیوستن به یکدیگر هستند. فناوری بلاکچین یکی از این پیشرفت ها است و سایر گزینه ها شامل هوش مصنوعی، واقعیت افزوده و مجازی، اینترنت اشیا، شبکه های 5G، چاپ سه بعدی و بسیاری موارد دیگر می باشد.

دنیایی را تصور کنید که در آن سیستم های هوش مصنوعی حمل و نقل ما را اجرا می کنند، به طور مستقیم اطلاعات را از طریق عینک های واقعیت افزوده و اشیاء چاپ سه بعدی به ما نشان می دهند. این اطلاعات بر اساس نیازهای ما و با اتصال از طریق شبکه های 5g و به صورت همگام با یک بلاکچین در اختیار ما گذاشته می شود. عالی به نظر می رسد، درست است؟

بخش مهمی از این امر از دیدگاه بلاکچین، قابلیت تعامل پذیری است. این قابلیت، توانایی سیستم ها یا نرم افزارهای رایانه ای را برای تبادل و استفاده از اطلاعات توصیف می کند.

برای اینکه فناوری های ذکر شده در مثال بالا بیشتر به یکدیگر بپیوندند، به تصویری مشترک از حقیقت نیاز دارند. بدون این درک مشترک از واقعیت، این فناوری ها نمی توانند به یکپارچگی دست یابند و از پتانسیل کامل خود استفاده کنند.

فناوری دفتر کل توزیع شده (به عبارت دیگر، بلاکچین ها) قدرت لازم برای این زیرساخت به هم پیوسته را فراهم می کند. بلاکچین، روشی برای ذخیره ایمن و مطمئن داده ها به صورت غیرمتمرکز ارائه می دهد. بلاکچین ها مسیری را به سمت یک دفتر کل مشترک جهانی تقریباً غیرقابل هک از سوابق، رویدادها و تراکنش ها ارائه می دهند.

فناوری ها می توانند با استفاده از این بنیان یکپارچگی داده ها، بدون نگرانی در مورد اشخاص ثالث مخرب یا سوابق متضاد، با اطمینان با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این امر اقیانوسی از احتمالات امکان پذیر را با خود به همراه خواهد داشت و ما تازه در ابتدای راه هستیم.

پلتفرم های بلاکچین مانند اتریوم همچنان در تلاش هستند تا این نیاز برای یک سیستم ثبت مشترک جهانی را ارزیابی و محقق نمایند. در حالی که به سوی عصر بعدی وب گام برمی داریم، می توانید مطمئن باشید که فناوری بلاکچین نقشی کلیدی ایفا خواهد کرد.

امیدواریم پس از مطالعه این مقاله بتوانید پتانسیل های این فناوری را درک کنید، اطلاعات مربوط به نحوه کارکرد آن و اینکه در چه فضاهایی به نوآوری می پردازد را به دست آورید و مهمتر از همه، آنچه را که هنوز در راه است تصور کنید.

 

منبع: learncrypto

400-1004-09-01440

درباره ی هانیه هاشمی

مطلب پیشنهادی

مدیر عامل FTX در انتخابات 2024 آمریکا

مدیر عامل FTX می گوید که ممکن است در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا «بیش از ۱۰۰ میلیون دلار» هزینه کند

سام بنکمن – فرید، مدیر اجرایی صرافی رمزارز FTX، روز سه شنبه گفت که ممکن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این را به اشتراک بگذارید