جمعه , خرداد 6 1401
تیتر خبرها
5 تفاوت بین کازماس و پولکادات

5 تفاوت بین کازماس و پولکادات

بحث های زیادی در مورد تفاوت های بین کازماس و پولکادات انجام شده است، دو پروژه ای که بر روی تعامل پذیری بلاکچین متمرکز شده اند. اگر با این دو پروژه آشنا نیستید، این طوفان توئیتری توضیح خوبی درباره این دو پروژه و منابع لازم برای آشنایی با آنها است.

اگرچه پست های زیادی وجود دارد که تفاوت بین این دو را توضیح می دهد، اما من معتقدم که اکثر پست های «کازماس در برابر پولکادات» امروزه یا مغرضانه هستند یا فاقد نکات دقیق می باشند. این پست تلاشی است برای ایجاد یک بحث عمیق تر در مورد این دو پروژه که طیف وسیعی از موارد از توافقات معماری گرفته تا تفاوت های فلسفی را در بر می گیرد.

چرا بلاکچین جدید بسازیم؟

دو دلیل اصلی وجود دارد که افراد ترجیح می دهند به جای نوشتن برنامه به عنوان یک قرارداد هوشمند در یکی از پلتفرم های موجود، یک بلاکچین ویژه برنامه را از ابتدا بسازند.

در ابتدا، پلتفرم قرارداد هوشمند موجود که می خواهید بر اساس آن کار کنید ممکن است انعطاف پذیری و سفارشی سازی مورد نیاز برنامه شما را ارائه ندهد. به عنوان مثال، اگر برنامه شما به یک تابع هش سفارشی نیاز دارد، نوشتن آن بر روی اتریوم هزینه گس زیادی را به همراه خواهد داشت زیرا این تابع باید هر بار که فراخوانی می شود بر روی EVM اجرا شود. یک گزینه این است که پیشنهاد دهید پروتکل اتریوم شامل تابع هش به عنوان یک قرارداد از پیش تدوین شده باشد، اما تا زمانی که این تابع به طور گسترده در بسیاری از برنامه های دیگر نیز استفاده شود، احتمالاً پیشنهاد شما تأیید نخواهد شد. نوشتن یک بلاکچین از ابتدا، این آزادی و انعطاف پذیری را در اختیار شما قرار می دهد تا منطق اصلی بلاکچین را متناسب با نیازهای برنامه خود طراحی کنید.

دلیل دوم، حق حاکمیت است. ساخت یک برنامه بر روی پلتفرم قرارداد هوشمند، برنامه شما را مجبور می کند که تابع قوانین و حاکمیت پروتکل باشد. این می تواند از مواردی که بر تجربه کاربر تأثیر می گذارد مانند زمان بلاک و قیمت گس تا تصمیمات تغییر حالت مانند به عقب بازگرداندن زنجیره را در بر گیرد.

به طور طبیعی، یک زنجیره مستقل و دارای حق حاکمیت، توانایی برقراری ارتباط یکپارچه با سایر برنامه ها را از دست می دهد زیرا آنها در بلاکچین های جداگانه با ماشین های حالت جداگانه فعال هستند. کازماس و پولکادات برای حل این مشکل تلاش می کنند – کازماس با مدل هاب و منطقه (Hub-and-Zone)، پولکادات با مدل ریلی چین / پاراچین.

این پست دانش تقریبی دو پروژه را مد نظر قرار می دهد و بر روی بررسی تفاوت های بین آنها تمرکز می کند.

تفاوت شماره 1: امنیت محلی در برابر امنیت جهانی

کازماس و پولکادات تحت دو مدل امنیتی بسیار متفاوت عمل می کنند. به طور ساده، پولکادات به شرح زیر عمل می کند:

معماری شبکه پولکادات

معماری شبکه پولکادات

پاراچین ها، بلاک چین های درون شبکه پولکادات هستند. این زنجیره ها دارای ماشین حالت خاص خود، قوانین خاص خود و تولیدکنندگان بلاک محلی (جمع کننده ها) خاص خود هستند. هر پاراچین اساساً یک ماشین حالت مستقل است و می تواند از هر نوع عملکرد منحصر به فرد، الگوریتم اجماع، ساختار هزینه تراکنش و غیره استفاده کند. در شبکه پولکادات، همه پاراچین ها فرزندان یک زنجیره والد به نام ریلی چین هستند که حاوی نمایی از «حالت جهانی» همه پاراچین های ترکیب شده است. ریلی چین دارای الگوریتم اجماع خاص خود به نام اجماع GRANDPA است که بلاک ها را بر روی پاراچین به سرعت نهایی می کند. از طریق این مدل، پاراچین ها در پولکادات تحت یک مدل «امنیت مشترک» عمل می کنند – اگر ریلی چین با هزاران اعتبارسنج دارای امنیت بالایی باشد، هر پاراچین با اتصال ساده به ریلی چین خواهد توانست از این امنیت قوی بهره مند گردد. این امر به پاراچین ها اجازه می دهد تا بر ماشین حالت خود و سایر قوانین محلی حاکمیت داشته باشند و همچنین از امنیت قوی که با صدها زنجیره دیگر مشترک است، برخودار باشند.

اشکال این مدل آن است که اعتبارسنج ها در ریلی چین، آخرین حکم را در مورد تغییرات حالت ایجاد شده در هر پاراچین صادر می کنند. به عنوان مثال، اعتبارسنج ها می توانند به دلایلی بلاک هایی را که از جمع کننده های یک پاراچین خاص به دست می آیند دائماً رد کرده و پیشرفت پاراچین را برای ورود به حالت جهانی به طور دائم مسدود کنند. پولکادات سعی می کند با تغییر دادن اعتبارسنج ها احتمال این اتفاق را کاهش دهد تا آنها پاراچین های تصادفی را اعتبارسنجی کنند، و در نتیجه امکان سانسور یک پاراچین خاص توسط یک اعتبارسنج خاص را کاهش می دهد. پولکادات همچنین گروه دیگری از اعتبارسنج ها به نام ماهیگیران دارد که به طور مداوم اعتبارسنج ها را از لحاظ انجام فعالیت های مخرب بررسی می کنند.

معماری شبکه کازماس اساساً متفاوت است.

معماری شبکه کازماس

معماری شبکه کازماس

در شبکه کازماس، به جای استفاده از یک مدل محلی/جهانی برای امنیت، هر بلاکچین مستقل است و امنیت خود را تأمین می کند. هر بلاکچین اجماع خاص خود را دارد و اعتبارسنج های هر بلاکچین به تنهایی مسئول تامین امنیت آن بلاکچین هستند. این شبکه از یک مدل هاب و منطقه برای تعامل پذیری استفاده می کند، که در آن مناطق (بلاکچین های مستقل) می توانند با مسیریابی از طریق یک هاب (همچنین یک بلاکچین مستقل) توکن ها را به مناطق دیگر ارسال کنند. این پروتکل، IBC (ارتباط بین بلاکچین) نام دارد که پروتکلی برای ارسال پیام ها بین زنجیره ها برای نشان دادن انتقالات توکن است. پروتکل IBC کاری در حال انجام است که با انتقالات توکن آغاز می شود و در نهایت هر نوع پیامی را بین بلاکچین ها منتقل می کند.

در مقایسه این مدل با پولکادات، بزرگترین تفاوت در این است که حالت هر منطقه تنها توسط اعتبارسنج های آن تأمین می شود. اگر یک منطقه بخواهد از امنیت بالایی برخوردار باشد، باید بوت استرپ کرده و اعتبارسنج های خاص خود را به کار گیرد، که ممکن است برای برنامه های کوچکتر مشکل باشد. با این حال، این یک نقطه فروش قوی برای برنامه های خاص است که خواهان کنترل بیشتر هستند. به عنوان مثال، بایننس در حال بوت استرپ  DEXخود است و نودهای خود را به عنوان اعتبارسنج برای زنجیره بایننس در نقطه آغاز به کار می گیرد. به این ترتیب، آنها کنترل کاملی بر زنجیره دارند در حالی که DEX را آزمایش می کنند و ویژگی های جدیدی را ارائه می دهند. به نظر من، تصور این موضوع دشوار است که زنجیره بایننس از حق حاکمیت خود مبنی بر اینکه کدام تراکنش ها در کدام بلاک انجام شود، چشم پوشی کند، که در صورت اجرا بر روی اتریوم یا پولکادات باید این کار را انجام دهند. به همین دلیل، من معتقدم که دسته ای از شرکت ها (مانند تلگرام، فیس بوک، کاکائو) وجود خواهند داشت که زنجیره خود را ایجاد کرده و کنترل کامل خود را حفظ خواهند کرد، که در آن اتصال به زنجیره های دیگر در آینده بی اهمیت خواهد بود.

تفاوت شماره 2: حاکمیت و عضویت

دومین تفاوت اصلی بین پولکادات و کازماس مربوط به حاکمیت و عضویت است. در شبکه پولکادات، یک ریلی چین واحد و تعدادی پاراچین وجود دارد که اعتبارسنج های ریلی چین می توانند از آنها پشتیبانی کنند. برآورد فعلی این است که 100 اسلات برای پاراچین ها وجود خواهد داشت، اما این تعداد می تواند در آینده کاهش یا افزایش یابد. شبکه پولکادات، اسلات هایی را برای تبدیل شدن به پاراچین از طریق مکانیزم حراج اختصاص می دهد – بالاترین پیشنهاددهنده می تواند با قفل کردن DOT ها (رمزارز بومی پولکادات) در یک سیستم اثبات سهام، یک اسلات پاراچین را برای مدت زمان معینی حفظ کند. این بدان معناست که برای تبدیل شدن به یک پاراچین در شبکه پولکادات، باید مقدار زیادی DOT خریداری کرده و تا زمانی که می خواهید به پاراچین خود ادامه دهید، آنها را قفل کنید.

از سوی دیگر، شبکه کازماس قوانین ثابتی برای عضویت ندارد – هرکسی می تواند یک هاب یا یک منطقه بسازد. هاب ها خود بلاکچین های دارای حق حاکمیت هستند که با هدف اتصال دسته ای از بلاکچین های دیگر ساخته شده اند. از آن میان می توان به دو نمونه اشاره کرد، یکی Cosmos Hub که اخیراً توسط تیم تندرمینت (Tendermint) راه اندازی شد و دیگری Iris Hub، هابی که قصد دارد بلاکچین هایی را که عمدتاً در چین و دیگر مناطق آسیا فعالیت می کنند به یکدیگر متصل کند. این مدل هاب و منطقه، ارتباطات بین زنجیره ای را کارآمدتر می کند، زیرا هر بلاکچین به جای اتصال به بلاکچین های دیگر، فقط باید به یک هاب متصل شود.

هاب ها برای اتصال چندین زنجیره کارآمدتر هستند

هاب ها برای اتصال چندین زنجیره کارآمدتر هستند

تفاوت بسیار نزدیک با عضویت، تفاوت در فرآیندهای حاکمیت در دو شبکه است. در شبکه پولکادات، تصمیمات حاکمیتی با توجه به تعداد DOT های رأی دهندگان تعیین می شود. یک مکانیسم رسمی برای رأی گیری در زنجیره وجود خواهد داشت، اما هنوز نهایی نشده است و آخرین به روزرسانی ها در اینجا آمده است. پولکادات به غیر از رأی گیری معمولی بر اساس میزان سهم، از ایده شورا برای نمایندگی ذینفعان غیر فعال استفاده می کند. این شورا گروهی از افراد است که از 6 نفر شروع می شود و هر دو هفته یک نفر تا 24 نفر اضافه می شود. هر یک از اعضا از طریق رأی اعتماد انتخاب می شوند. در حالی که جزئیات خاص این فرآیند حاکمیتی هنوز نهایی نشده است، اما مفاهیم دلالت بر این دارد که راه هایی برای تغییر پارامترها در ریلی چین مانند زمان بلاک، پاداش بلاک و غیره و همچنین روش هایی برای تغییر قوانین عضویت در پاراچین وجود دارد. به عنوان مثال، فرآیند حاکمیتی پولکادات می تواند تعداد DOT های مورد نیاز یا مکانیزم حراج را برای تبدیل به یک پاراچین تغییر دهد. یک تصور غلط رایج این است که هولدرهای DOT می توانند در صورت تمایل به قطع پاراچین ها رأی دهند، اما در واقع هولدرهای DOT فقط می توانند روند عضویت را تغییر دهند. این بدان معنی است که یک پاراچین متصل در کل مدت اجاره خود متصل باقی می ماند.

از سوی دیگر، هیچ فرآیند «حاکمیت» واحدی برای شبکه کازماس وجود ندارد. هر هاب و منطقه دارای فرآیندهای حاکمیتی خاص خود است و هیچ مجموعه ای از قوانین مرکزی وجود ندارد که بر کل شبکه بلاکچین ها اعمال شود. وقتی مردم در مورد «حاکمیت کازماس» صحبت می کنند، منظور آنها حاکمیت کازماس هاب (Cosmos Hub) است، بلاکچینی که توسط تیم تندرمینت راه اندازی شده است. کازماس هاب دارای مجموعه ای از قوانین است که به هرکسی اجازه می دهد یک پیشنهاد متنی ارسال کند و هولدرهای اتم مجاز به رأی دادن به آن هستند، که در آنجا آرای آنها بر اساس تعداد اتم هایی که در اختیار دارند اندازه گیری می شود. این نمونه ای از ظاهر یک پیشنهاد است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد پیچیدگی های فرآیند حاکمیت، این پست وبسایت که توسط Chorus One تهیه شده است، مقدمه خوبی در زمینه حاکمیت کازماس هاب می باشد.

تفاوت شماره 3: ارتباط بین بلاکچین

تمایز دیگر پولکادات و کازماس معماری پروتکل ارتباط بین بلاکچین آنها و اهداف طراحی آن است. پولکادات پیام دلخواهی را که بین پاراچین ها منتقل می شود هدف قرار می دهد. این بدان معناست که پاراچین A می تواند یک قرارداد هوشمند در داخل پاراچین B برقرار کند، یک توکن بین زنجیره ها منتقل کند یا هر نوع ارتباط دیگری ایجاد نماید. از سوی دیگر، کازماس بر انتقال دارایی بین زنجیره ها تمرکز کرده است، که یک پروتکل ساده تر می باشد. در حال حاضر، هر دو پروتکل ارتباط، چندان مشخص نیستند و هنوز ساخته نشده اند. جزئیات بیشتر در مورد این مشخصات را می توانید در اینجا پیدا کنید: IBC (ارتباط بین بلاکچین) و ICMP (پیام های بین زنجیره ای میان پاراچین ها).

بزرگترین چالش در ارتباط بین بلاکچین نحوه نمایش داده ها در یک زنجیره نیست، بلکه نحوه برخورد با موردی است که در آن زنجیره ای که داده ها از آن سرچشمه گرفته تقسیم می شود / فورک می شود و مجدداً سازماندهی می شود تا تراکنش حذف گردد. در اینجاست که کازماس و پولکادات به دلیل طراحی معماری بیشترین تفاوت را با یکدیگر دارند.

پولکادات از دو مکانیسم مختلف برای ایمن سازی ارتباط بین زنجیره ای استفاده می کند. اول، بهره مندی از امنیت مشترک، تبادل پیام را آسان تر می کند. یک مزیت جانبی امنیت مشترک این است که همه پاراچین ها دارای سطح یکنواخت امنیت هستند و در نتیجه هر زنجیره ای می تواند به دیگری اعتماد کند. برای درک این موضوع، اجازه دهید از مثال اتریوم (امنیت بالا) و ورج (امنیت پایین) برای همکاری فیمابین استفاده کنیم. اگر بخواهیم اتریوم را در ورج ارائه دهیم، می توانیم ETH را قفل کرده و برخی از توکن های ETH-XVG را در بلاکچین ورج ضرب کنیم. با این حال، به دلیل امنیت پایین، یک مهاجم می تواند به احتمال 51% به زنجیره ورج حمله کرده و دو برابر هزینه خود را به بلاکچین اتریوم ارسال کند، که به مهاجم اجازه می دهد ETH بیشتری از آنچه در اختیار دارد را برداشت کند. به همین دلیل، برای زنجیره های دارای امنیت بالا دشوار است که هنگام ارسال پیام به زنجیره های دارای امنیت پایین اعتماد کنند. این امر هنگامی پیچیده تر می شود که پیام ها به چندین زنجیره مختلف با سطوح مختلف امنیتی منتقل شوند.

از لحاظ تئوری، بهره مندی از امنیت مشترک یک راه خوب برای ایمن سازی ارتباط بین زنجیره ای است. با این حال، برای دستیابی به این هدف، پروتکل باید بتواند اعتبارسنج های اختصاص داده شده به هر پاراچین را مکرراً و به طور تصادفی تغییر دهد. این منجر به «مشکل دسترسی به داده» می شود، یعنی هر اعتبارسنج باید دائماً حالت هر پاراچین را که به آن اختصاص داده شده بارگیری کند. امروزه این یکی از بزرگترین مشکلات موجود در این فضا است و مشخص نیست که پولکادات قادر به حل آن خواهد بود یا خیر.

دوم، پولکادات از مفهوم ماهیگیران استفاده می کند، که «شکارچیان اجیر شده» در شبکه پولکادات هستند که پاراچین ها را از لحاظ فعالیت های مخرب مورد بررسی قرار می دهند. این، به نوعی، «خط دفاعی دوم» در برابر فعالیت های مخرب است. درصورتی که اعتبارسنج های یک پاراچین خاص، یک بلاک نامعتبر را نهایی کنند، ماهیگیران می توانند مدرکی را به ریلی چین ارائه دهند و به طور موثر کل حالت شبکه پولکادات و تمام پاراچین های داخل آن را به عقب بازگردانند. در طول ارتباط بین زنجیره ای، ما بیشتر نگران این هستیم که یک زنجیره دوباره سازماندهی شود و دیگری طبق معمول پیشرفت کند، اما پولکادات اطمینان می دهد که در صورت کشف یک بلاک نامعتبر، همه چیز به عقب باز گردانده می شود.

کازماس رویکرد کاملاً متفاوتی در زمینه ارتباط بین زنجیره ای در پیش گرفته است. از آنجایی که هر بلاکچین اعتبارسنج های خاص خود را دارد، به احتمال زیاد مناطق «شیطانی» وجود دارند که دارای اعتبارسنج های تبانی کننده و توطئه گر می باشند. این بدان معناست که وقتی یک منطقه می خواهد با منطقه دیگری ارتباط برقرار کند، منطقه A باید به کازماس هاب (برای مسیریابی) و اعتبارسنج ها در منطقه B اعتماد کند. از لحاظ تئوری، این امر ناکارآمد به نظر می رسد زیرا افراد منطقه A باید قبل از تصمیم گیری برای ارسال پیام به منطقه B، اعتبارسنج ها را در آن منطقه جستجو کنند، اما من معتقدم در عمل آنقدرها هم بد نخواهد بود. اعتبارسنج های «مشهور» مانند Polychain Labs یاiqlusion  متعلق به Zaki Manian احتمالاً بسیاری از بلاکچین های مختلف را تأیید می کنند و به مرور زمان به عنوان «اعتبارسنج خوب» شهرت می یابند. این بدان معناست که وقتی منطقه A مشاهده می کند که منطقه B توسط Polychain Labs و iqlusion تأیید می شود، تصمیم می گیرد که به آن اعتماد کند.

با این حال، حتی اگر مردم به زنجیره ای اعتماد کنند، باز هم ممکن است آن زنجیره تحت کنترل بازیگران مخرب قرار گیرد و مشکلاتی را ایجاد کند. اجازه دهید از این مثال که برگرفته از گفتار زیر است استفاده کنیم:

شبکه کازماس با توکن هایی در مناطق مختلف

شبکه کازماس با توکن هایی در مناطق مختلف

بگذارید در نظر بگیریم که نقاط قرمز کوچک نشان دهنده توکنی به نام ETM، ارز بومی منطقه Ethermint است. کاربران در منطقه A ، B و C می خواهند از ETM برای برخی از برنامه های درون آن مناطق استفاده کنند و به منطقه Ethermint اعتماد دارند، بنابراین یک پیام IBC ارسال می کنند که ETM را به این مناطق منتقل می کند. حال فرض کنید که اعتبارسنج های Ethermint با هم تبانی کرده و شروع به خرج مضاعف، حرکت خودسرانه پیرامون کوین ها و غیره می کنند. این امر بر بقیه شبکه تأثیر می گذارد، زیرا توکن های ETM در مناطق مختلف نیز وجود دارند. با این حال، تنها افرادی که تحت تأثیر این امر قرار می گیرند افرادی هستند که توکن های ETM را در Ethermint یا در مناطق دیگر هولد می کنند. این امکان وجود ندارد که اعتبارسنج های شیطانی در Ethermint بطور خودسرانه مناطق دیگر را به جز خود خراب کنند. این هدف معماری کازماس است – حصول اطمینان از اینکه فعالیت های مخرب نمی تواند بر کل شبکه تأثیر بگذارد.

برعکس، اگر یک انتقال حالت نامعتبر در ریلی چین رخ دهد (حالت جهانی) و توسط ماهیگیران تشخیص داده نشود، این می تواند بر هر یک از پاراچین ها در شبکه پولکادات تأثیر بگذارد. ما نمی توانیم فرض کنیم که پاراچین ها اجسام کاملاً متفاوتی هستند، زیرا آنها در نهایت همچنان یک حالت جهانی را با بقیه شبکه به اشتراک می گذارند.

تفاوت شماره 4: الگوریتم های اجماع

ریلی چین پولکادات از یک الگوریتم اجماع استفاده می کند که توسط تیمی به نام GRANDPA ابداع شده است. این الگوریتم به ریلی چین اجازه می دهد تا بسیاری از بلاک ها را از تمام پاراچین ها به سرعت نهایی کند و همچنین می تواند تعداد زیادی از اعتبارسنج ها (بیش از 1000) را در خود جای دهد. این امر به دلیل آن است که لازم نیست همه اعتبارسنج ها به هر بلاک واحد رأی دهند – در عوض، اعتبارسنج ها می توانند به بالاترین بلاکی که فکر می کنند معتبر است رأی دهند، و الگوریتم آن رأی را برای همه اجداد آن بلاک اعمال می کند. از این طریق، الگوریتم مجموعه ای از بلاک ها را که دارای رأی اکثریت هستند پیدا می کند و آن را نهایی در نظر می گیرد. GRANDPA هنوز در حال توسعه است و ما نمی دانیم که در دنیای واقعی چگونه عمل خواهد کرد.

پاراچین ها می توانند از انواع الگوریتم های اجماع برای دستیابی به اجماع محلی استفاده کنند. پولکادات یک کیت توسعه نرم افزار سابستریت (Substrate) را ارائه می دهد که دارای 3 الگوریتم اجماع در جعبه است: GRANDPA، Rhododendron و Aurand. به احتمال زیاد الگوریتم های بیشتری به سابستریت اضافه خواهند شد و در شبکه پولکادات قابل استفاده خواهند بود.

از سوی دیگر، هر بلاکچین در شبکه کازماس می تواند از هر الگوریتم اجماعی که به مشخصات خاصی موسوم به مشخصات ABCI پایبند باشد، استفاده کند. این مشخصات برای استانداردسازی ارتباط بین زنجیره ها ایجاد شده است. در حال حاضر، فقط الگوریتم تندرمینت با این مشخصات مطابقت دارد، اما تلاش های دیگری برای ایجاد الگوریتم های اجماع دیگر متناسب با این مشخصات در حال انجام است. در سطح بالا، الگوریتم تندرمینت با مجبور کردن همه اعتبارسنج ها برای گفتگو با یکدیگر جهت تأیید/رد هر بلاک، و نهایی سازی در سطح هر بلاک، کار می کند. این الگوریتم دارای سرعت خوبی است و در محیط واقعی با 200 اعتبارسنج و زمان بلاک 6 ثانیه ای در طول Game of Stakes تحت آزمایش فشار قرار گرفته است. تیم کازماس همچنین یک کیت توسعه نرم افزار با الگوریتم تندرمینت ارائه می دهد که در خارج از جعبه قابل استفاده است. این پست وبسایت مقدمه خوبی در زمینه الگوریتم های اجماع و ویژگی های تندرمینت است که آن را مفید می سازد.

بزرگترین نقطه ضعف تندرمینت این است که سربار ارتباط بالایی بین اعتبارسنج ها دارد. این بدان معناست که اگرچه می تواند با حدود 200 اعتبارسنج نسبتاً سریع کار کند، اما با 2000 اعتبارسنج بسیار کندتر خواهد بود. با این حال، در اینجا موضوع این است که شما به طور غیرهمزمان از امنیت برخوردار هستید. این بدان معنی است که در یک پارتیشن شبکه، به جای داشتن 2 سابقه مختلف تراکنش که در نهایت ادغام می شوند (و 1 سابقه در این فرآیند حذف می شود)، شبکه متوقف می گردد. این امر بسیار مهم است زیرا اگر تراکنشی را مشاهده کنید که «نهایی» شده است، حتی در بدترین شرایط شبکه نیز معکوس نخواهد شد.

در این زمینه نظر شخصی من این است که مقایسه این دو پروژه بر اساس الگوریتم اجماع مورد استفاده آنها، در دراز مدت مفید نخواهد بود. هر دو پروژه در حال ایجاد معماری هایی هستند که امکان استفاده از الگوریتم های مختلف اجماع را در آینده فراهم می کند. امروزه اکثریت قریب به اتفاق برنامه ها باید از تندرمینت یا یکی از الگوریتم های اجماع پولکادات استفاده کنند.

تفاوت شماره 5: سابستریت در برابر Cosmos SDK

پولکادات و کازماس هر دو یک کیت توسعه نرم افزار به ترتیب به نام های سابستریت و Cosmos SDK ارائه می دهند. هر دو آنها قصد دارند ساخت زنجیره ها را برای توسعه دهندگان تسهیل نمایند و شامل ماژول های مختلف خارج از جعبه مانند ماژول های حاکمیت (سیستم های رأی گیری)، ماژول های استیکینگ، ماژول های احراز هویت و غیره می باشند. تفاوت اصلی بین این دو آن است که Cosmos SDK از Go پشتیبانی می کند، در حالی که سابستریت از هر زبانی که به WASM (Web Assembly) کامپایل شود پشتیبانی می کند و انعطاف پذیری بیشتری را در اختیار توسعه دهندگان قرار می دهد.

هر دو آنها چارچوب های بسیار جدیدی برای ایجاد بلاکچین هستند و در سال های آینده ویژگی های بیشتری به آنها اضافه خواهد شد. بررسی عمیق هر دو این موارد و تجربه دقیق توسعه دهندگان در ساخت برنامه با استفاده از SDK موضوع یکی دیگر از پست های وبسایت است. در صورت تمایل جهت مشاهده آن، به حساب من در توئیتر با عنوان @juliankoh پیغام دهید.

نتیجه گیری

اگرچه این پست بسیار طولانی و مفصل است، اما هنوز هم جامع نیست. درک تفاوت بین کازماس و پولکادات دشوار است و تفاوت های ظریف زیادی وجود دارد که ممکن است من آنها را فراموش کرده باشم. بدست آوردن تصویری کامل از این دو پروژه به طرز شگفت آوری دشوار بود و گاهی اوقات مستندات از روزی به روز دیگر تغییر می کرد. هر دو پروژه هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارند و طی سال آینده پیشرفت زیادی خواهند کرد – برخی از نکاتی که من مطرح کرده ام ممکن است به زودی رفع شوند. در پایان، من معتقدم که بزرگترین مزایای پولکادات نسبت به کازماس موارد زیر است:

  1. توسعه دهندگان برنامه نیازی به بوت استرپ امنیت خود ندارند
  2. اگر آنها بتوانند مشکل دسترسی به داده ها را حل کنند، ارسال پیام های بین زنجیره ای تحت امنیت مشترک آسان تر است
  3. به نظر می رسد سابستریت شرایط بلندپروازانه تری دارد (WASM، الگوریتم های اجماع بیشتر و ماژول های خارج از جعبه)
  4. تمرکز بر ارسال پیام های دلخواه بهتر برای درخواست های قراردادی بین پاراچین (هنوز مورد استفاده آن مشخص نیست)
  5. به نظر می رسد توسعه دهندگان بیشتری برای ساخت نسخه 1.0 وجود دارد

برعکس، مزایای کازماس در مقایسه با پولکادات موارد زیر است:

  1. کازماس فعال است در حالی که پولکادات نیست.
  2. پولکادات دارای یک فرآیند عضویت پاراچین محدود کننده و احتمالاً گران قیمت است
  3. سفارشی سازی بیشتر برای پروژه های خاص بهتر است (به عنوان مثال، بایننس)
  4. اعتبارسنج های شیطانی پاراچین می توانند فساد را در کل شبکه گسترش دهند. کازماس فساد را فقط به درون منطقه و دارایی های مربوطه محدود می کند
  5. Cosmos SDK پیش تر توسط بسیاری از پروژه ها استفاده شده است
  6. تمرکز بر انجام صحیح انتقال دارایی ساده تر و آسان تر. این مورد استفاده امروزه ثابت شده است

 

 

منبع: medium

400-0748-09-01282

درباره ی سلماز تقی‌زاده

مطلب پیشنهادی

مدیر عامل FTX در انتخابات 2024 آمریکا

مدیر عامل FTX می گوید که ممکن است در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا «بیش از ۱۰۰ میلیون دلار» هزینه کند

سام بنکمن – فرید، مدیر اجرایی صرافی رمزارز FTX، روز سه شنبه گفت که ممکن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این را به اشتراک بگذارید